الملا فتح الله الكاشاني
197
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
تكليف را بر شما نه حرج را كه تضييق است و من اينجا براى تبيين است و همچنين لام در ليطهركم براى بيان مراد است دويم و لكن يريد ليطهركم و در اين اختلاف كردهاند حنفيه گفتهاند كه محدث نجس است به نجاست حكميه پس تطهير ازالهء اين نجاست است و شافعيه مانع اين شدهاند و گفتهاند كه اگر محدث نجس باشد لازم آيد كه با رطوبت اعضاى او هر چه ملاقى آن شود نجس گردد و اگر انسانى حامل محدث شود نماز او باطل شود بلكه مراد طهارت قلب است از صفت تمرد از طاعت حقتعالى زيرا كه تمرد از امر بتطهير ظاهر عبد را در مظنه تمرد ميگرداند چه او مخفى الباطن است پس چون كه منقاد شد و به آن متعبد گشت آثار تمرد از قلب او زايل گشت و در اين نظر است زيرا كه شافعيه جاهلند بحقيقة نجاسة حكميه و آنچه ذكر كردهاند حكم عينيه است و نيز طهارت شرعيه حقيقت در ازالهء نجاست حكميه است نه غير آن پس اولى قول حنفيه است و ممكنست كه ثانى نيز مراد باشد سيم و ليتم نعمته عليكم به اين معنى است كه اتمام نعمت نمايد بتعيين كيفيت احكام و تطهير ابدان و قلوب شما و به آنچه مكفر ذنوب شما است تا شايد كه قيام نماييد بشكر گذارى بر اين نعمت و در اين ايماء است به آنكه وقوع عبادات شكر است و اين قول بلخى است و تحقيق اين در علم كلام است تذنيب در ذكر احاديث و اراده در ثواب وضو و غسل در آثار آمده كه هر كه وضو يا غسل كند بر طبق شرع بهر قطرهء آب كه از بدن او بچكد حق تعالى فرشته بيافريند تا براى او استغفار كند تا روز قيمة و سلمان فارسى روايت كرده كه از حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود كه هر كه وضوى نماز نيكو كند گناه از او فرو ريزد چون برك از درخت عمرو ابن عيينه گفته كه از رسول ( ص ) پرسيدم كه فضل وضوى نماز چيست فرمود كه هيچ كس از شما آب وضو برنگيرد براى مضمضه و استنشاق مگر كه هر گناه كه از دهن و بينى كرده باشد از آن فرو ريخته شود و چون روى بشويد هر گناه كه از روى كرده باشد فرو ريخته شود و همچنين هر عضوى كه شويد هر گناه كه به آن عضو كرده باشد از آن فرو ريزد و چون به آب وضوى نماز كند و حمد و ثناى حقتعالى بجا آورد از همهء گناهان بيرون آيد چنان كه گوييا همان ساعت از مادر متولد شده است از انس بن مالك روايت است كه غسل جنابت سرى است از اسرار مسلمانى كه امتحان مؤمن بدان كنند و امتياز مؤمن از منافق بدان باشد ابو ذر غفارى روايت كرده است از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه كه جمعى از احبار يهود بنزد حضرت رسول ( ص ) آمدند و گفتند يا محمد ( ص ) خبر ده ما را كه حكمت چيست در اينكه از آب منى غسل بايد كرد و از بول و غايط نبايد كرد و حال آنكه اين هر سه پليدند رسول ( ص ) فرمود براى آنكه چون آدم از آن درخت منهى بخورد و آن در عروق و اعصاب وى منى گشت چون آدمى مجامعت كند اين آب از بيخ هر موى از آن نزول كند حقتعالى اينغسل را بر او واجب گردانيد تا كفارهء گناهان همهء اعضاى وى شود و طهارت آن باشد از معاصى و شكر